به چشمانم خیره شو
برق چشمانم را خاموش کرده ام
که مبادا رنگچشمانم را ببینی
به چشمانم خیره شو
شبنم شفاف رویه مژگانم را ببین
شاید این بار دلت بلرزد
شاید این بارفریاد خوشحالی سر دهی
هیس هیچ نگو
صحبت این بار از رفتن نیست
من مانده ام در این خانه ی قرمز
من مانده ام درین جعبه ی ساکت
کنار تو برای همیشه
تو چراغ چشمانم را روشن کن
با صدایت
با نگاهت
چشمانم را ببین
رنگ چشمان سیاهم نقش چهره ی تورا بازتاب میکند
این تداعی خاطر توست در نگاه من...
به چشمانم خیره شو
دوست داشتنت را در آن بخوان نه در نوشته هایم...
زهراقندی