اشعارزهــراقندی(پرواز)

گَــر شِعْـــر مَباشَــــد روحَــم هَمچـــــو خاکِسْــــتَرشَــــود

اشعارزهــراقندی(پرواز)

گَــر شِعْـــر مَباشَــــد روحَــم هَمچـــــو خاکِسْــــتَرشَــــود

منوی بلاگ
پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عشق» ثبت شده است

پرتگاه میدانی کجاست؟

پرتگاه چشمان توست..

چشمانت پرتگاهیست برای من

آن لحظه که جای من

سوم شخص‌مفردی 

پای بگذارد

در سیاهی چشمانت 

و پرت کند جسم بی‌جان مرا 

در دره‌ی گونه‌هایت

و من را ویران کند 

و چون شبنم مژگانت آواره سازد...


زهراقندی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۲:۳۸
زهرا قندی



کاش اینجا بودی

دو فنجان نسکافه 

با طعمی‌ دلنشین

میهمانت میکردم

تا طعمش تا ابد 

همچو یادم در گوشه ذهنت جاخوش کند


کاش اینجا بودی

تا باهم 

تا صبح یک دل سیر 

نیما میخواندیم

و در لا‌به‌لای گیسوان فروغ پرسه میزدیم

و چون شاملو 

حرف‌های مبهم..


کاش اینجا بودی 

تا طلوع خورشید را 

از پشت این دیوار شیشه‌ای نظاره میکردیم 

و من در نسیم صبحگاهی جمعه 

گیسوانم را به دستش میسپردم 

و تو عاشقانه چشمانت را به من میدوختی


کاش ...

کاش فقط ثانیه ای اینجا بودی...


زهراقندی 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۲:۱۰
زهرا قندی


میرسد آن روز که خیره میمانی

روی تیتر روزنامه 

در میان انبوه روزنامه‌های باجه

تیتری پر از حرف و‌درد

خبر سقوط یک دختر 

از چشمان پسری با چشمانی میشی 

سقوطی بدون مرگ و خونریزی

اما پایانی تلخ برای یک جفت چشم...


زهراقندی 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۵۲
زهرا قندی


یک‌فنجان چای 

جامی عسل از چشمانت

و قندی‌از شیرینی لبهایت

و نانی با طعم حضورت

چه صبحانه‌ای شود این صبحانه

در نسیم صبحگاهی جمعه...


زهراقندی



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۵۰
زهرا قندی



تنم را به آغوش بکش

شاید اینبار عشقمان به هم گره بخورد

گره ای کور...

از آن گره هایی که با دندان هم بازشدنی نیست...


زهراقندی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۴۵
زهرا قندی