اشعارزهــراقندی(پرواز)

گَــر شِعْـــر مَباشَــــد روحَــم هَمچـــــو خاکِسْــــتَرشَــــود

اشعارزهــراقندی(پرواز)

گَــر شِعْـــر مَباشَــــد روحَــم هَمچـــــو خاکِسْــــتَرشَــــود

منوی بلاگ
پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

۲۶ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است


میرسد آن روز که خیره میمانی

روی تیتر روزنامه 

در میان انبوه روزنامه‌های باجه

تیتری پر از حرف و‌درد

خبر سقوط یک دختر 

از چشمان پسری با چشمانی میشی 

سقوطی بدون مرگ و خونریزی

اما پایانی تلخ برای یک جفت چشم...


زهراقندی 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۵۲
زهرا قندی


یک‌فنجان چای 

جامی عسل از چشمانت

و قندی‌از شیرینی لبهایت

و نانی با طعم حضورت

چه صبحانه‌ای شود این صبحانه

در نسیم صبحگاهی جمعه...


زهراقندی



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۵۰
زهرا قندی



این همه غزل خواندی برایم

هر شب قبل از خواب

زیر باران

هنگام دیدار در کافه نادری

پشت سیم‌های سردتلفن

حیف...

کاش زودتر میفهمیدم

غزل که میخوانی 

یاد او می‌افتی

همان که نامش

غزل بود...


زهراقندی 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۴۷
زهرا قندی



باز شب رسید 

شب،تنهایی را بالا‌ می‌آورد

روی تنپوش مغز ما 

و ما بی‌هوا به آغوش میکشیم

این تنپوش کثیف را 

و عاشقانه چشمانمان را می‌بندیم 

و بوی عطر یار را استشمام میکنیم

اما حیف 

حیففف

این بوی یار نیست

این بوی تعفن تنهاییست...


زهراقندی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۴۶
زهرا قندی



تنم را به آغوش بکش

شاید اینبار عشقمان به هم گره بخورد

گره ای کور...

از آن گره هایی که با دندان هم بازشدنی نیست...


زهراقندی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۴۵
زهرا قندی

دلم برای تو که نه

اما...

دلم عجیب برای بودنت

تنگ شده است...


#زهراقندی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۱۹
زهرا قندی

این همه غزل خواندی برایم

هر شب قبل از خواب

زیر باران

هنگام دیدار در کافه نادری

پشت سیم‌های سردتلفن

حیف...

کاش زودتر میفهمیدم

غزل که میخوانی 

یاد او می‌افتی

همان که نامش

غزل بود...


#زهرا_قندی 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۴ ، ۰۴:۱۹
زهرا قندی


به سر رسید این جمعه هم 

چه خودش 

چه آن غروب مرگبارش..

اما چه سود

شنبه ها از جمعه ها هم بدتر است

پس از آن گردباد رفتن تو

در عصر شنبه 

من تمام هفته ام را باختم...


#زهرا_قندی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۴۳
زهرا قندی


خــطای دید یعنــ ـی:

نیستـــ ـی اما

زنـی باموهایــی پریشـان

و چشمانــ ـی زیبـا  

همیشــه در آینــه به من لبخنــ ـد میزنــ ـد...

زهراقندی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۱۳
زهرا قندی


به چشمانم خیره شو 

برق چشمانم را خاموش کرده ام 

که مبادا رنگ‌چشمانم را ببینی

به چشمانم خیره شو 

شبنم شفاف رویه مژگانم را ببین 

شاید این بار دلت بلرزد 

شاید این بارفریاد خوشحالی سر دهی

هیس هیچ نگو 

صحبت این بار از رفتن نیست 

من مانده ام در این خانه ی قرمز 

من مانده ام درین جعبه ی ساکت

کنار تو برای همیشه 

تو چراغ چشمانم را روشن کن 

با صدایت 

با نگاهت 

چشمانم را ببین 

رنگ چشمان سیاهم نقش چهره ی تورا بازتاب میکند 

این تداعی خاطر توست در نگاه من...

به چشمانم خیره شو 

دوست داشتنت را در آن بخوان نه در نوشته هایم...


زهراقندی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۱۱
زهرا قندی